همه چیز سرجای خودش هست در بهترین حالت .......


باز هم سال تکراری: یک بار قبلا هم پرسیدم

یکی به من بگه چرا نمیشه 4 تا زوج پیدا کرد که بعده 4 سال از زندگی بگن ازدواج چیز خوبیه و ازدواج کن؟؟ هر کسی رو می بینم ناراضی ان و گله و شکایت و بغض هایی که می ترکه. چرا؟؟؟؟

از کسی که 2 ماه عقد کرده گرفته تا یک سال بعده ازدواج و یا 4 سال بعدش.

یه دوستی که من همیشه از خودش و شوهرش به عنوان ادمهای موفق و خوشبخت در ازدواج یاد میکردم و بنظر زندگی آروم و موفقی دارن. خانمه چندبار بهم گفته از من میشنوی ازدواج نکن، از خوشبختی مجردی لذت ببر.ارزشش رو نداره!!!

یک سال قبل ینو گفت من شوکه شدم چندبار بعدش هم خیلی جدی گفت!!

یا دوست های شاد و اکتیوی که تبدیل به موجودات افسرده و تنهایی میشن که دنبال یه گوش میگردن برای ترکیدن بغض شون.

اگه قراره آدم ازدواج کنه که بعدش اینقدر تنها شه .چرا ازدواج میکنن!!!؟؟

***********

2 دقیقه بعد نوشت : هربار که این اشک و آه ها رو می بینم این سوالات میاد سراغم. ولش کن اصلا ....



امروز میرم که بگم ....

*****

3 ام نوشت: همون روز گفتم. خیالم راحت شد الان :)

************

6 واحد امتحانم هم تمام شد و حالا فقط مونده پایان نامه.البته چهارشنبه باید برم برا یه درس که امتحانش رو دارم کنفرانس بدم.


چندروز از تو گوشی بودم.امتحان و کار و...

خبرعاطفه خیلی زیاد خوشحالم کرد.مادرشدنش و نی نی تو راه ش. انشاله سلامت دنیا بیاد.

*****************

فردا سالروز دنیا اومدم هست :))

امروز از حمیده کادو گرفتم.یه کش موی خیلی خیلی زیبا

شب 24 ام یه پیام تبریک داشتم .تو ادامه گفتم


continue .
در ادامه متن


continue .
چقدر عجیب است آدمی که دم از خدا و پیغمبر می زند و نگران ادا نشدن نمازش در مسجد و آنگاه پول مردم را یک ماه اضافه در حسابش نگه می دارد!!! یکی نیست بهش بگه درسته میگن سود بانک های ایرانی حلال ست (من علمش را ندارم تایید یا تکذیب کنم) اما همین سود حلال وقتی رو پول کس دیگه بیاد حلال نیست.

شاید هیچ وقت بهش نگم ، اما خودش هم نباید بدونه؟ اگه واقعا حق الناس ی هست من که هیچ وقت از این کاراش راضی نیستم.

هنوز برنامه امتحانی نگرفتم چون بدهکارم. از اون ور این به اصطلاح همکار پولم رو نگه داشته تو حسابش!

یه بار قبلا سر یه ماجرایی که من با یه جایی قرارداد بسته بودم و تو قرارداد این طور بود که پول مستقیم به حساب نمایندگی اصلی واریز شه و بعد از اتمام کار درصد ما رو هم بدن. این همکار میگفت پول رو نریز به حسابشون بزار به حساب خودمون بزار این چندماه سودش بیادبرا ما!! اونجا بهش گفتم نه.تو قرار داد چیز دیگه ست.

من به درستی این کار هم شک دارم.حتی 10 ریال هم پول میومد و ما برمیداشتیم بنطرم اشکال داشت.

الان هم میدونم پول منو یه ماه اضافه الکی تو حسابش نگه داشته. یه کارت به کارت اینقدر وقت میگیره !!!

***

الان باز سر همون کار و تو ادامه ش.میخواد از5 نفری ،نفری 50 تومن اضافه بگیره برا خودمون.

بابا این 250 تومن ما رو پولدار نمی کنه.نبودش هم فقیرمون نمیکنه. اما گرفتنش درست ننننننننننننننیست

***********

یک روز بعد نوشت: خلاصه نزاشتم پول اضافه رو بگیریم. :)


. ادامه....

******

امروز کلید آزمون نظارت رو گذاشتن.جوابها رو رو یه کاغذ نوشته بودم.وقتی چک میکردم گویا یک سوال رو اشتباه وارد پاسخنامه کردم!! الان گیر یک سوالم.واقعا دلم برا خودم می سوزه برا بی دقتیم که بخاطر یک سوال باید این 20-25 تا کتاب رو باز سال بعد بخونم.فعلا امیدوارم به اون 2 تا سوالی که دوتا جواب درست داشت و من به امید حذف نزدم.

*****

این روزها مامان دردش زیادمیشه گاهی.براش دکترگوارش نوشتن.می خوام پرونده رو به یه دکتر دیگه هم نشون بدم.این دکتررو من تاحالا ندیدم.خواهر از تو یکی از سایت ها یه معجون پیدا کرده که 30-40 روز هر روز صبح بخوره.آب یک هویج+یک سیب+یک چغندر.

نمی خوام باور کنم مامان ها هم مریض میشن.مامان ها هم درد میکشن.مامان ها هم ضعیف و لاغر میشن

********

باقی ش رو تو ادامه نوشتم


continue .
کلی نوشتم.پرید

مجدد نوشتم

رمز قبلی

*****

مامان بهتر هستن. هر روز جلسات پرتودرمانی رو می رن.دیروز ختم انعام داشتیم.آش هم بود. خوب بود برا روحیه هم مون.دوستان و آشناها اومدن و همین جنب و جوش و آماده کردن مراسم برا همه مون انرژی بخش بود مخصوصا که آدمهایی بودن که پراز انرژی مثبت و امید به زندگی هستن.

*******

باقی ش رو تو ادامه مطلب نوشتم


continue .
اول میخوام حذف کنم. بعد تصمیم میگیرم نگه دارم و جلوشون بنویسم حذف.

آدمهایی که بخش بزرگی از وقتم و هزینه تلفنم رو موجب می شن و فقط منم که جویای احوال و پیگیرکاراشون هستم. وقتایی که خونه ای و همه انتظار دارن که تو جمع باشی جای تلفن حرف زدن و میگی دوستمه.همکلاسیمه.همکارمه. تمام این هفته مشغوا جواب دادن به اختراع بل بودم. و توضیح دادن درباره اینکه چی بنویسید و چی ننویسید و باقیش هم پای نت که اطلاعات م رو ایمیل کنم. دیروز که مشکل شون حل شد به 5 نفر زنگ زدم هر کدوم دوبار و جواب ندادن.اونوقت بود که فکر کردم چرا من اینقدر وقت براشون میزارم؟؟ پروانه-زهرا-سمیرا-اصغری-ایرانی-کاظم وند رو جلو اسم شون نوشتم حذف.

فردا چه کارم تصویب شه چه نشه ،یه بازنگری کلی رو ادمهایی که اسم دوست رو روشون گذاشتم خواهم کرد.


تا سه شنبه وقت تخویل پروپزال داده بودن که من اصلا امکان تهران رفتن نداشتم برا گرفتن امضا. تو نت تو یکی از فروم ها یه خانمی از علم و صنعت پیدا شد که پروپزالم رو برد برا استاد که چک کنه. نزاشت پول کپی رو هم حساب کنم. اصلا هم نمی شناختم.

اما دیگه روم نشد که فرداش هم بگم ببر از استاد امضا بگیر با ماشین برام بفرست. این گونه بود که من بدون استاد موندم

************

ادامه موضوع دیگری ست


continue .
معمولا ما ادمها فقط شرایط خودمون رو در نظر میگیریم و درک شرایط دیگران خیلی برامون سخته.

ماها همیشه با پاهامون راه میریم و میدویم و .... نمی تونیم شرایط آدمهای رو ویلچر رو درک کنیم.و امروز تو امتحان سوال جوری بود که درآوردن رمپ برا معلولین واقعا سخت بود و امکانش خیلی کم بود.جاش جک گذاشتم که از ارتفاع 0.00 برن به ارتفاع 1.20 .از امتحان که اومدم بیرون تا نیم ساعت بغض کرده بودم.چرا نتونستم رمپ دربیارم؟ بعد که به دوستام زنگ زدم بیشترشون جک گذاشته بودن.خوشحال شدم.

اما واقعا این خودخواهی نیست که تو تمام ظوابط تاکید میشه به معلولین هم توجه و کنید و آخرش هیچی... چند وقت پیش یه برنامه میدیم که برادران صفاریان (دوقلوهستن فامیلی شون دقیق یادم نیست) ساخته بودن و واقعا تاثیر گذار بود.تو تمام این مدت که برا امتحان آماده میشدم همیشه به رمپ معلول فکر میکردم و حالتهای مختلفش رو درمی آوردم. اما امروز سر جلسه هرکاری کردم نتونستم 15 مترفضا دربیارم که از0.00 برسن به 1.2

از همه اونایی که به این 15 مترنیازدارن برای بالا رفتن عذرخواهی میکنم......


 اولیش گذشت.امیدوارم.باید 30 تا جواب درست داشته باشیم از 60 سوال.35 تا رو جواب دادم.چندتا رو باریسک.اصلا تو کتابها پیدا نمی کردم.امیدوارم. کاش قبول شم. هنوز کلید سوالها رو نزاشتن

*اما امتحان.همه منابع رو پیدا نکرده بودم.یه کوله و یه کیف و یه پلاستیک پر از کتاب داشتم.وضیعتی بود.:))

8:30 رسیدم.9 شروع میشد.جاتون خالی .رسیدم همه کتاب ها شون رو زمین پخش کرده بودن.

صندلی اضافه که نبود هیچ.همه بچه ها هم به سختی کتاب هاشون رو دورشون رو زمین گذاشته بودن. من هم که اون صندلی بودم که رو سکوی استاد تو دیوار بود .اصلا خودم جا نمی شدم پاهام به دیوار گیر میکرد.کتابها رو به زحمت چیدم. یکی تو یه کلاس دیگه اعتراض کرد.اومدن گفتن تو هم بیا برو تو آمفی تئاتر.دوباره جمع کردم .رفتم آمفی تئاتر پخش کردم.ورقه ها رو که دادن اومدن گفتن شما باز نکنید.جمع کنید برید جای غایبن. 10 دقیق رو بهتون اضافه میکنیم. دوباره جمع کردم. اومدم تو کلاس پخش کردم.9:15 تازه مستقر شدم.

واقعا امتحان با شرایط شاقعه بود. 10 دقیقه رو هم ندادن.هی همه اومدن برگه منو کشیدن.

کلا الان سرچ کنید تو نت "کسی که هی جا به جا میشد سرامتحان" اسم و عکس منو میزنن :))

امتحان فردا عملی هست. 480 دقیقه وقت داریم. میشه چند ساعت؟!! از 9 شروع شه میشه 5 عصر.

برام دعا کنید.وقتی میگم برام دعا کنید. انگار از همه این دعا ها انرژی میگیرم. یا اینکه میدونم خیلی ها به فکرم هستن انرزی م رو زیاد میکنه.

تا فردا عصر